ميرزا حسن حسينى فسايى

435

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

استخر گرديد و چون در پاى قلعه فرود آمدند ، چند نفرى از درزهاى آن كوه فلك شكوه كه مستحفظى نداشت ، بالا رفتند ، چون اهل قلعه آنها را ديدند به گمان آنكه عموم سپاه وارد قلعه شده ، مضطرب گشتند و قلعه را به دست دادند و بنياد خان والى وارد قلعه شد [ و ] اموال يعقوب خان را تصرف نمود و چند روز ديگر ، پادشاه جم‌جاه ، به عنوان شكار به مرودشت تشريف برده ، بر سر آن قلعه برفت ، اولا آب‌انبار چهل پايه را خراب كرده ، ديوارهاى آن را شكستند و سنگ‌تراشان چندين راه براى آن قلعه بساختند و عود به شيراز فرمود . « 1 » و در دوازدهم ماه محرم سال 999 : موكب همايون به عزم عراق از شيراز جنت‌طراز ، نهضت فرموده ، در خارج شهر توقف نموده ، روز بيست و نهم ماه محرم همين سال ، حضرت پادشاه جم‌جاه ، از خارج شيراز ، اردو را گذاشته به ايلغار حركت فرمود و با آنكه وقت زمستان بود ، به دو روز و نيم كه شبها را در منازل توقف مىفرمود ، از خارج شيراز ، وارد دار العباد يزد شدند « 2 » و دوازده روز در يزد بر اريكه اقتدار نشست و در بلده يزد ، نواب حاتم بيك اردوبادى « 3 » كه نواده حضرت خاتم الحكما ، خواجه نصير الدين طوسى عليه الرحمه است و دوازده سال به وزارت كل ولايات كرمان ، سرافراز و برقرار بود و در سلامت نفس و خوش‌ذاتى ممتاز افتاده ، به استيفاى ديوان اعلى مقرر گشت . در نيمه ماه صفر همين سال [ 999 ] : حضرت خاقان بىهمال از شهر يزد بيرون آمده ، روز بيست و يكم همين ماه ، نزول اجلال به اصفهان فرمود « 4 » و اردوى كيوان شكوه در ملازمت نواب اعتماد الدوله ميرزا لطف اللّه شيرازى ، از شيراز به اصفهان رسيد و بعد از نظم آن ولايت ، روانه دار السلطنه قزوين گرديده روز هيجدهم ماه ربيع الاول همين سال [ 999 ] : نزول اجلال به دار السلطنه قزوين فرمود و بقيه اين سنه پارس‌ئيل را در قزوين توقف نمود . صاحب كتاب خلاصة التواريخ ، قاضى احمد منشى پسر شرف الدين حسين حسينى قمى نوشته است چون سنه پارس‌ئيل اين سال تمام شد ، اين جلد پنجم خلاصة التواريخ به انجام رسيد ، نود و سه سال تمام از سلطنت روزافزون سلاطين صفويه و دودمان مرتضويه ، گذشته ، سمت تحرير يافت . « 5 » عيد نوروز سنه توشقان‌ئيل ، در بيست و پنجم ماه جمادى الاخره اين سال 999 : اتفاق افتاد و پادشاه كامگار ، در دار السلطنه قزوين به عيش و عشرت گذرانيد و چون خاطر انور از ميرزا لطف اللّه اعتماد الدوله شيرازى ، براى اعمال زشتى كه از پسرش به جهل و غرور بروز مىنمود ، مكدر بود ، او را از وزارت معزول فرموده « 6 » ، اين منصب جليل را به حاتم بيك اردوبادى كه به منصب استيفاى ديوانى سرافراز بود ، واگذار نموده ، او را اعتماد الدوله گفتند « 7 » .

--> ( 1 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 437 . ( 2 ) . ر ك : نقاوة الاثار ، ص 365 ، خلاصة التواريخ ، ص 84 . ( 3 ) . در خلاصة التواريخ : ( جلالا حاتم بيگا كه از اعيان خطه اردوباد است ) . ص 84 . ( 4 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 2 ، ص 438 . در نقاوة الاثار ، ص 367 : تاريخ ورود به اصفهان را ( اوائل زمستان سال 999 ) آورده است . ( 5 ) . ر ك : خلاصة التواريخ ، ص 86 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 258 . ( 7 ) . در عالم‌آراى عباسى ، در ذكر وقايع سال 1000 ، ( ج 2 ، ص 439 ) و خلاصة التواريخ ، ص 88 .